تا کی می خواهیم با جملاتی نظیر "ما از نسل کوروش و داریوش هستیم" خودمان را فریب بدهیم ؟
اگر ما واقعا از نسل کوروش و آرش هستيم بايد افتخاري براي آنها باشيم نه ....
بياييم از خود شروع كنيم....
تا کی می خواهیم با جملاتی نظیر "ما از نسل کوروش و داریوش هستیم" خودمان را فریب بدهیم ؟
اگر ما واقعا از نسل کوروش و آرش هستيم بايد افتخاري براي آنها باشيم نه ....
بياييم از خود شروع كنيم....
هر روز بر تعداد نوجوانانی که دسترسی به اینترنت دارند اضافه می شود و دیگر استفاده از اینترنت مانند چند سال قبل محدود به قشر فرهیخته و دانشجویانی که بیشتر در سایتهای انگلیسی زبان وقت می گذراندند نیست.
شرایط جدید مراقبت بیشتری را طلب می کند و چه بهتر که اینکه خانواده ها به نوعی در دسترسی نوجوانان خود به اینترنت که عموما در تنهایی صورت می گیرد نظارت بیشتری داشته باشند و شاید لازم باشد که برخی از خطراتی که دنیای اینترنت میتواند نوجوانان و جوانان را تهدید کند را به خانواده ها گوشزد کرد حتی اگر این امر به صورت یک شوک باشد.
اما با فرض آنکه این شوک بتواند تاثیر مناسب را در گروه و مخاطب خاص خود داشته باشد اما این کافیست؟ آیا کافیست که به دیگران درباره وجود خطرات احتمالی هشدار بدهیم اما شیوه درست برخورد با آنرا به آنها نیاموزیم؟ آیا ایجاد هراس در خانواده ها نسبت به استفاده نوجوانان و جوانانشان نسبت به اینترنت بدون آنکه شیوه درست و رفتار مناسب در این زمینه را به آنها بگوییم نتیجه ای جز نوعی محدودیت کورکورانه در خانواده ها را برای استفاده از اینترنت ایجاد نخواهد کرد؟ قابل تصور است که پدر و مادری که در یکی مهمترین برنامه هایی که تاکنون در مورد اینترنت از رسانه ملی پخش شده است نسبت به خطرات احتمالی حضور فرزندانش در اینترنت هشدار دریافت کرده است به دلیل آنکه علم و شیوه کنترل و نظارت بر فعالیتهای فرزندانشان در اینترنت را نمی داند از ایجاد شرایطی برای دسترسی فرزندانش به اینترنت صرف نظر کند. شوک شاید لازم باشد اما در گام مهم دیگر نیازمند ارائه راه حل نیز هستیم ، شاید لازم باشد با همان توجهی که برای پخش برنامه شوک در سیما وجود داشت نسبت به ساخت برنامه های برای آموزش استفاده از اینترنت و شیوه های نظارتی به دسترسی فرزندان به اینترنت برای خانواده ها نیز اقدام شود.
علیرضا شیرازی- مديريت سرويس بلاگفا- http://shirazi.blogfa.com
انتقادات تلخ پروفسور رفيع پور به نظام آموزش عالي کشور
________________________________________
يادداشت: با روند فعلي مدرکگرايي نام "دانشگاه" ديگر مناسب نخواهد بود و نام "مدرکگاه" متناسب به نظر مي رسد... اين استدلال که بهتر است جوانان ما به دانشگاه بروند تا اينکه بيکار و ولگرد در خيابان باشند، بسيار گمراه کننده و اشتباه است زيرا...
________________________________________
پروفسور فرامرز رفيع پور در کتابي با نام موانع رشد علمي ايران و راه حلهاي آن، بانگاهي دقيق و جامع به اين موضوع پرداخته است .
رفيع پور در تعريف آموزش عالي در ايران اينطور نوشته است: آموزش عالي همچون صابوني شده که در يک سطل آب انداخته باشيم و با "همزدن" آن توليد کف کنيم و به آن افتخار کنيم که در نتيجه دانشجويان با هزار مشغله کاري، با روش هاي آبکي صاحب مدرک ميشوند و به مردم بيچاره اين کشور فخر مي فروشند و فرآيند فرهنگي خودنمايي را تشديد ميکنند.
رفيع پور "رشد سريع و هجوم نا استادان" را از ديگر معضلات جامعه علمي و دانشگاهي مي داند. وي عنوان مي کند:رشد سريع نااستادان به دانشگاه ها باعث شده هر شخص مدرک جوي ناتوان و نه فقط جوان، به عنوان عضو هيات علمي استخدام شود و آبروي هرچه استاد و دانشگاهي است را ببرد.
اين استاد دانشگاه نتيجه اين سيکل فزاينده مخرب را تشريح مي کند: در اين صورت دانشگاه ها فقط نقش دادن مدرک را خواهند داشت و نام "دانشگاه" ديگر مناسب نخواهد بود و نام "مدرکگاه" متناسب به نظر مي رسد. اين استدلال که بهتر است جوانان ما به دانشگاه بروند تا اينکه بيکار و ولگرد در خيابان باشند، بسيار گمراه کننده و اشتباه است زيرا با ورود به دانشگاه مساله بيکاري حل نمي شود فقط به تعويق مي افتد.
حتي مسائل ديگري از قبيل بالارفتن سطح توقعات، لاينحل ماندن مسائل علمي کشور، وابستگي بيشتر به کارگران افغاني که تابع نظام ارزش ژستي تحصيلات و فرار از کارهاي عملي نيستند و انبساط سيستم دولتي و گسترش بيشتر فساد را دامن مي زند.
به گزارش برنا، فارغ التحصيل دانشگاه هوهن هايم آلمان، همچنين به ارائه راهکارهايي درباب آموزش عالي کشور مي پردازد. وي مي گويد: پيشنهاد ادغام دانشگاه آزاد در وزارت علوم و تطبيق اين دانشگاه با معيارهاي آن وزارت و هم چنين کنترل آن از جانب وزارت علوم به جا به نظر مي رسد.
پروفسور رفيع پور از اساتيد بنام دانشگاه شهيد بهشتي است که دکتراي علوم اجتماعي خود را در سال 1352 از آلمان دريافت کرده و در سال 1375 به عنوان استاد نمونه انتخاب گرديد. برخي کتاب هاي وي به شرح زير است: جامعه روستايي و نيازهاي آن، جامعه احساس موسيقي، آناتومي جامعه و معروفترين کتاب ايشان نير توسعه و تضاد مي باشد.
منبع: برنانیوز
تعطیلات رسمی کشور بیش از 25 روز است و علاوه بر آن 52 روز تعطیلات جمعه در تقویم هر ایرانی ثبت شده است. به این ترتیب از 365 روز سال 77 روز آن تعطیل است
ایران از معدود کشورهایی است که در آن تعداد تعطیلات رسمی بیش از متوسط جهانی است .فارغ از آثار اقتصادی ناشی از وجود تعطیلات متعدد در تقویم اقتصادی یک کشور، مدیریت تعطیلات رسمی به منظور فراهم کردن زمینه مناسب برای افزایش اثربخشی و بهرهوری نیروهای انسانی یک کشور و بالا بردن ضریب شادی و شادمانی مردم، امروز از اصلیترین دغدغههای کارشناسان اجتماعی قلمداد میشود.
نگاهی گذرا به تقویم سال 1388 نشان میدهد تعطیلات رسمی کشور امسال بیش از 25 روز است و علاوه بر آن 52 روز تعطیلات جمعه در تقویم هر ایرانی ثبت شده است. به این ترتیب از 365 روز امسال 77 روز آن تعطیل است.
این در حالی اتفاق میافتد که هر کارمند یا کارگر ایرانی میتواند با توجه به قانون کار از 30 روز مرخصی استحقاقی بهرهمند شود و در نتیجه کل تعطیلات قانونی برای یک کارمند در سال جاری 107 روز است. اگر این رقم را از 365 روز سال کم کنیم تعداد روزهای کاری یک نیروی کار در ایران معادل 258 روز خواهد بود.
فراموش نکنیم که در بسیاری از موارد دولتها روزهای کاری بین تعطیل را هم تعطیل میکنند.کم شدن تعطیلات در ایران به خودی خود امر بدی نیست و مهمتر از تعداد ایام تعطیل مدیریت تعطیلات است و تعطیلات مدیریت صحیح میخواهد. چرا که مدیریت صحیح باعث کارآمدی افراد میشود و در غیر این صورت آسیبرسان و باعث بازدهی پائین فعالیت خواهد شد.
سئوال اصلی که در اینجا به ذهن متبادر میشود اینکه آیا وجود تعطیلات فراوان در تقویم ایرانیان باعث رفع خستگی از تن جامعه صنعتی امروز آنها میشود؟
بررسیها نشان میدهد به رغم وجود روزهای تعطیل فراوان در ایران بار کیفی این ایام برای مردم چندان نیست. چه بسا که تنها به پیروی از سنت و مراسم دیرینه نوروز برخی کارکردهای بجامانده روابط انسانی، شادی، پناه بردن به طبیعت و… برقرار مانده است.
جامعه ما برخلاف بسیاری از جوامع به جای آنکه Goal oriented یعنی هدفگرا باشد Work oriented یا کارگرا است، یعنی عادت کرده از ساعت ۸ تا ۴ بعد از ظهر کارت بزند و در محیط کار حاضر باشد.اما اینکه در این مدت چه اندازه کار مفید انجام داده و در راستای هدف سازمان فعالیت دارد پرسشی است که نیاز به مطالعه و تحقیق وبررسی عمیقی دارد. به نظر میرسد به علت غالب بودن این روحیه بسیاری از سازمانهای ما در تلاش برای داشتن کارت و ساعت حضور و غیاب باشند و به مدیریت زمان در زندگی فردی و اجتماعی ما کمتر بها داده میشود.
برای بهبود بهرهوری و استفاده صحیح از نیروی کار، تعطیلات یک وسیله است. در حالی که در کشور ما این وسیله را بیهدف و نادرست به کار میگیریم و در نتیجه خود موجی تازه از عدم بهرهوری ایجاد میکنیم.
یکی دیگر از عواملی که باعث میشود کم و زیاد شدن تعطیلات در کشور ما محسوس نباشد نداشتن روحیه و انگیزه واقعی برای انجام کار در محیطهاست. وقتی انگیزه و هدف و امیدواری در محیط و فضای سازمان نباشد حتی حضور در محیط کار و کاهش تعطیلات نقشی در بهبود بهرهوری ندارد.
منبع:fardanews
نقشه جامع علمي كشور از زبان دكتر منصوري
| |
|
|
جامعه علمي ايران در حالي سال 87 را به پايان برد كه با وجود تمامي مشكلات، كمبودها و محدوديتها، موفقيتها و دستاوردهاي ارزشمندي را در عرصههاي گوناگون علمي و پژوهشي به دست آورده است
دكتر رضا منصوري، استاد فيزيك دانشگاه صنعتي شريف و عضو فرهنگستان علوم جمهوري اسلامي در گفتوگو با ايسنا درباره وضعيت اعتبارات پژوهشي :
· آرزوي مديران و محققان كشور همواره افزايش بودجه پژوهش بوده بهطوري كه اين آرزو در تمامي برنامهها نفوذ كرده است اما در نهايت آنچه اتفاق افتاده، بالا گرفتن بودجه در برنامه و تحقق بسيار كم آن در عمل بوده است.
· ما هنوز به چنين بلوغي در اجرا نرسيدهايم كه هدفي را در نظر بگيريم كه كمي بالاتر از تواناييهايمان باشد تا با كمي كوشش بيشترمحقق شود و در اين شرايط وقتي هدفي فراتر از تواناييها گذاشته ميشود، ياس و نااميدي بر ما حاكم خواهد شد.
· اكثر كشورهاي اروپايي و ژاپن، بهطور كامل سهم پژوهش از توليد ناخالص ملي را محقق ميكنند كه كمترين رقم آنها 5/1 درصد و بيشترين آن 5/3 درصد است. كره نيز بهعنوان يك كشور جهان سوم بالاي 3درصد از توليد ناخالص ملي خود را به پژوهش اختصاص ميدهد.
· پيشنويس نقشه جامع علمي كشور منتشر شده از سوي معاونت علمي بسيار ضعيف است و بهنظر من اين پيش نويس اصلا نقشه راه نيست و تنها يك تعداد جملات زيباست.
· بنابراين نقشه راه بايد طوري باشد كه يك مجري نتواند هر كاري كه ميخواهد، انجام دهد و در نهايت مجري بعدي و دولت بعدي هر كاري انجام دهد، به نقشه استناد خواهد كرد. وي با تاكيد بر اينكه رشد توليدات علمي كشور بسيار بالاست، خاطر نشان كرد: نميتوان هيچ كدام از ارقام اعلام شده از توليدات علمي ايران را قبول كرد؛ چرا كه هنوز تحليل نشدهاند
ورود گسترده شرکت های چینی به بازار تولید و عرضه انبوه کالاهای مصرفی خاص مسلمانان در کشور ما سابقه ای کمتر از یک دهه دارد. عرضه گسترده و متنوع محصولاتی مانند «جانماز، تسبیح، چادر، مقنعه، صلوات شمار و ادوات مربوط به مراسم عزاداری های حسینی با مارک ها و برندهای شرکت های چینی چند سالی است که به بازارهای داخلی ایران نفوذ کرده به طوری که حتی در بازارهای سنتی شهرهای مذهبی کشور نیز کاملاً به چشم می خورد.
چینی ها در تولید و عرضه این گونه کالاها در میان سایر کشورهای اسلامی نیز فعالیت گسترده ای دارند به گونه ای که زائران اماکن زیارتی سایر کشورهای اسلامی همچون عراق، سوریه و عربستان در بازگشت به کشور با خود تسبیح و جانماز و نمادهای اسلامی با برچسب شرکت های چینی به سوغات می آورند. شرکت های چینی تا آنجا در تولید کالاهای مورد استفاده مسلمانان پیش رفته اند که حتی آیه الکرسی و متون قرآنی و ادعیه اسلامی را روی سنگ، شیشه، سرامیک و چینی حکاکی کرده و روانه بازارهای اسلامی کرده اند.
اينكه ما ايرانيها مردم با انصافي هستيم يا نه را ميتوان با نگاهي به روابط روزمره و گفتار اطرافيانمان دريافت. براي نمونه به موارد زير توجه فرمائيد:
1- شما توانايي اداره خانواده چند نفره خود را نداريد و حتي از تنظيم يك برنامه كوتاه مدت چگونگي خرج و مخارج منزل عاجز ميباشيد. اولويتهاي زندگي خود را نميدانيد و فقط از روي عادت و احتمالا چشم و هم چشمي به خريد و يا مسافرت ميرويد. هميشه هم موجودي پس انداز شما به سمت صفر ميل ميكند.
در جمع دوستان و همكاران چنان از مشكلات اقتصادي كشور و دنيا صحبت ميكنيد و راه حل ميدهيد كه آدام اسميت مرحوم نيز بايد پيش شما لنگ بياندازد.
2- شما توانايي كنترل فرزندان خود را در رفتار، پوشش ظاهري، اخلاق، تحصيل و ... نداريد. فرزندان شما بطور كامل تحت تاثير دوستانشان و مد ميباشند. در منزل شما پخش برنامههاي مفيد ماهوارهاي از قبيل آخرين شوها، فشنها و فيلمها 24 ساعته بوده و در اوقات فراغت خوابيده و يا غذا ميخوريد.
در جمع دوستان و همكاران ساعتها در مورد مشكلات فرهنگي و نامناسب بودن برنامههاي تربيتي مدارس داد سخن ميدهيد و آموزش و پرورش را عامل اصلي لاقيد بودن فرزندان خود ميدانيد.
3- شما آدم با معرفتي هستيد و حداقل هفتهاي يكبار ميبايست تلفني از حال دورترين اقوامتان باخبر شويد البته از تلفن اداره و محل كار. بدليل حسن انجام كار و مقبوليت نزد رئيس ضمن اخذ ماموريت به انجام كارهاي شخصي (پرداخت قسط بانك، سرزدن به مدرسه بچهها، رفتن به مراسم ختم فاميل و ... ) ميپردازيد.
در جمع دوستان و همكاران ضمن برشمردن مشكلات ادارات و سازمانهاي كشور، از بيتوجهي به بيتالمال گله كرده و وضعيت كنوني را غيرقابل اصلاح ميدانيد.
4- شما آدم باسواد و تحصيل كردهاي هستيد و با مدرك ممتاز ديپلم البته بدليل شايستگيها و كمي هم سفارش بابا و دايي و عمو و ... در يك سازمان دولتي مشغول به خدمت ميباشيد و باز بدليل همان شايستگيها يك پست ناقابل گرفتهايد. البته تحصيل را نيز فراموش نكرده و بتازگي ضمن خدمت در دانشگاه آزاد- واحد كيش يا قشم بصورت غير حضوري به كسب علم مشغوليد.
در جمع دوستان و همكاران پارتي بازي را مشكل لاينحل كشور دانسته و ضمن برشمردن مثالهايي از آن تنها راه حل را شايسته سالاري ميدانيد.
5- شما بدليل سرعت بالا و سبقت غير مجاز توسط پليس متوقف ميشويد، با گذاشتن ۲000 توماني بين دفترچه مدارك جريمه نميشويد. براي مجاز كردن ساخت و ساز غير مجاز به دربان تا رئیس شهرداري عيدي ميدهيد. جهت كار خير درصدي از وام بانك را در اختيار كارشناس بانك ميگذاريد.
در جمع دوستان و همكاران ادعا ميكنيد همه جا براي گرفتن حقتان نيز بايد رشوه دهيد و توي اين مملكت هيچ كار قانوني!!!! بدون رشوه انجام نميشود.
6- .....
قضاوت باانصاف بودن ما ايرانيها به عهده شما!!!!
http://baensaf.blogfa.com