۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه

به دانشگاه بگوييد مدرک‌گاه!



انتقادات تلخ پروفسور رفيع پور به نظام آموزش عالي کشور

________________________________________

يادداشت: با روند فعلي مدرک‌گرايي نام "دانشگاه" ديگر مناسب نخواهد بود و نام "مدرک‌گاه" متناسب به نظر مي رسد... اين استدلال که بهتر است جوانان ما به دانشگاه بروند تا اينکه بيکار و ولگرد در خيابان باشند، بسيار گمراه کننده و اشتباه است زيرا...

________________________________________

پروفسور فرامرز رفيع پور در کتابي با نام موانع رشد علمي ايران و راه حل‌هاي آن، بانگاهي دقيق و جامع به اين موضوع پرداخته است .

رفيع پور در تعريف آموزش عالي در ايران اينطور نوشته است: آموزش عالي همچون صابوني شده که در يک سطل آب انداخته باشيم و با "هم‌زدن" آن توليد کف کنيم و به آن افتخار کنيم که در نتيجه دانشجويان با هزار مشغله کاري، با روش هاي آبکي صاحب مدرک مي‌شوند و به مردم بيچاره اين کشور فخر مي فروشند و فرآيند فرهنگي خودنمايي را تشديد مي‌کنند.

رفيع پور "رشد سريع و هجوم نا استادان" را از ديگر معضلات جامعه علمي و دانشگاهي مي داند. وي عنوان مي کند:رشد سريع نااستادان به دانشگاه ها باعث شده هر شخص مدرک جوي ناتوان و نه فقط جوان، به عنوان عضو هيات علمي استخدام شود و آبروي هرچه استاد و دانشگاهي است را ببرد.

اين استاد دانشگاه نتيجه اين سيکل فزاينده مخرب را تشريح مي کند: در اين صورت دانشگاه ها فقط نقش دادن مدرک را خواهند داشت و نام "دانشگاه" ديگر مناسب نخواهد بود و نام "مدرک‌گاه" متناسب به نظر مي رسد. اين استدلال که بهتر است جوانان ما به دانشگاه بروند تا اينکه بيکار و ولگرد در خيابان باشند، بسيار گمراه کننده و اشتباه است زيرا با ورود به دانشگاه مساله بيکاري حل نمي شود فقط به تعويق مي افتد.

حتي مسائل ديگري از قبيل بالارفتن سطح توقعات، لاينحل ماندن مسائل علمي کشور، وابستگي بيشتر به کارگران افغاني که تابع نظام ارزش ژستي تحصيلات و فرار از کارهاي عملي نيستند و انبساط سيستم دولتي و گسترش بيشتر فساد را دامن مي زند.

به گزارش برنا، فارغ التحصيل دانشگاه هوهن هايم آلمان، همچنين به ارائه راهکارهايي درباب آموزش عالي کشور مي پردازد. وي مي گويد: پيشنهاد ادغام دانشگاه آزاد در وزارت علوم و تطبيق اين دانشگاه با معيارهاي آن وزارت و هم چنين کنترل آن از جانب وزارت علوم به جا به نظر مي رسد.

پروفسور رفيع پور از اساتيد بنام دانشگاه شهيد بهشتي است که دکتراي علوم اجتماعي خود را در سال 1352 از آلمان دريافت کرده و در سال 1375 به عنوان استاد نمونه انتخاب گرديد. برخي کتاب هاي وي به شرح زير است: جامعه روستايي و نيازهاي آن، جامعه احساس موسيقي، آناتومي جامعه و معروفترين کتاب ايشان نير توسعه و تضاد مي باشد.

منبع: برنانیوز

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر